الشيخ رسول جعفريان

388

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

« كلمه بيعت » به صراحت آمده و در مواردى « زدن دست بر دست » حكايت از همان بيعت دارد . « 1 » قاعدتاً بايد افراد ديگرى نيز كه اسلام را پذيرا مىشدند با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت مىكردند . اما آنچه مسلم است اينكه بيعت به‌طور جدى و عمومى در عقبهء اول و دوم مطرح گرديد . بعد از آن نيز ، سنتِ بيعت ، براى هرتازه مسلمانى مورد استفاده قرار مىگرفت . دنبال كردن اين موضوع در سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشان مىدهد كه مفهوم بيعت يكى از اساسىترين مفاهيم سياسى بوده است ، مفهومى كه افراد جامعه را به رهبر آن متصل كرده و حدود و قيود تعهدات آنها را نسبت به يكديگر معين مىساخته است . مناسب است كه در ابتدا دربارهء معناى لفظى آن توضيح بيشترى دهيم . بيع و بايع ، هم در مورد خريدار بكاررود و هم در مورد فروشنده ، به تعبير ديگر بيع معاوضه و مبادله است . استفاده از چنين لفظى در بيعت ، به اين معنى است كه در اينجا نيز نوعى معامله صورت مىگيرد . به نوشته ابن اثير ، بيعت كردن بر اسلام ، به معناى معاقده و معاهده بر اسلام است بدين صورت كه « كَأنّ كل واحد منها باع ما عنده من صاحبه و أعطاه خالصة نفسه و طاعته و دخيلة امره » هر يك از آنها ، آنچه را نزد ديگرى هست خريدارى كرده و تمام وجود و اطاعت از او و دخالت در كار خود را به او واگذار مىكند . « 2 » چنين معامله‌اى در ميان عرب با زدن دست بر دست صورت مىگرفته است . مبايعه نوعى معاقده است ، دو طرف ، تعهدى را نسبت به يكديگر مىپذيرند ( طبعاً عقد دو طرفى است . ) چنين رسمى در جاهليت ميان افراد قبيله با رئيس قبيله ، به ويژه در وقت جنگ ، برقرار بوده . در آن جا بيشتر تعهد از سوى افراد قبيله در اطاعت كامل از رئيس قبيله بوده است . به‌طور طبيعى او نيز در مقام رياست ، مدافع افراد به شمار مىآمده است . براى بيعت اصطلاحى ، تعاريف زيادى ارائه شده است . « 3 » آنچه كه ما در اين مباحث در پى آن هستيم مرور بر تحولات تاريخى بيعت است . بيعتى كه مردم در عقبه اول و دوم ، با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انجام دادند ، از يكسو تعهد افراد نسبت به شروطى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مطرح كرد . در برابر ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم « بهشت » را براى آنان تضمين نمود . اگر عنصر « اطاعت » را در « بيعت » جدى بدانيم ( و ديگر شروط را فرع آن ، ) بايد اولين پايه تشكيل حكومت ( به معناى ايجاد انضباط سياسى ميان افراد و رهبر ) همين بيعت عقبهء اول و دوم تلقى شود . گرچه ، هر مسلمان ، پيش از آن نيز ، با اظهار اسلام ، چنين تعهدى را به‌طور كلى

--> ( 1 ) . دربارهء اين روايت و مصادر آن ، نك : الغدير ، ج 2 ، صص 283 - 278 ( 2 ) . النهاية ، ج 1 ، ص 174 ؛ لسان العرب ، ج 1 ، ص 558 ؛ تاج العروس ، ج 20 ، ص 370 ( 3 ) . البيعة فى نظام السياسى ، صص 33 - 32